تبليغاتX
ققنوس
ققنوس
پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386

 

ما همديگر را بدرود گفتيم
در پياده رويِ آن طرف خيابان
من روي بر گرداندم
و پشت سرم را كاويدم
تو بر مي گشتي
و دستانِ خدا حافظي ات، در اهتزاز بود
6 بعد از ظهر بود
آيا نمي دانستيم
كه از پس آن ابرهای دوزخي غمبار
ديگر هرگز همديگر را نخواهيم ديد
ما همديگر را گم كرديم
وبعد از مدتی تو مرده بودي
و من حالا
يادهايم را مي كاوم
و خيره بدانها مي نگرم
و فكر مي كنم كه اين اشتباه است
كه انسان با خداحافظي جزيي
مبتلاي جدايي بي نهايت شود
شب قبل، پس از شام
بيرون نرفتم
و سعي كردم چيزهايي بفهمم
دوره كردم آخرين درسي را كه افلاطون
در دهان معلمش گذاشت
خواندم كه روح تواند گريزد چون جسم مرد
روح نمي ميرد
گفتن بدرود براي انكار جدايي است
آدم ها خداحافظي را اختراع كردند
زيرا فكر مي كردند بي زوالند
با اينكه مي دانستند زندگي اشان را دوامي نيست
در ساحل كدام رودخانه
اين گفتگوي نامعلوم را فرو خواهيم گذاشت ؟
آيا ما دوتن
اهل شهري نبوديم كه يكبار در رویاها
ناپديد شد ؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:55  توسط پرستو  | 

سه شنبه هفدهم مهر 1386

برای فهمیدن ارزش 10 سال: از زوجهای تازه طلاق گرفته بپرس
برای فهمیدن ارزش4سال: از فارق التحصیل دانشگاه بپرس
برای فهمیدن ارزش1سال: از دانش آموز مردودی بپرس
برای فهمیدن ارزش9 ماه: از مادری که نوزاد مرده بدنیا آورده بپرس
برای فهمیدن ارزش1 ماه: از مادری که نوزاد ناقص بدنیا آورده بپرس
برای فهمیدن ارزش1هفته: از سردبیر یک مجله هفتگی بپرس
برای فهمیدن ارزش1ساعت: از عشاقی که در انتظارهم هستند بپرس
برای فهمیدن ارزش1دقیقه: از مسافری که از هواپیما جا مانده بپرس
برای فهمیدن ارزش1ثانیه: از بازمانده یک تصادف بپرس
برای فهمیدن ارزش1/10ثانیه: از شخصی که در المپیک مدال نقره گرفته بپرس

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:25  توسط پرستو  | 

جمعه سیزدهم مهر 1386

«امشب‏ ‏‏‏‏‏‏‏مي‏فهمم چرا وقتي كسي جون‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏ده، زنده‌ها براش گريه‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏كنند. آدما تا وقتي زنده‌اند‏‏، تأكيد‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏كنم «آدمها» و باز هم تأكيد‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏كنم: «تا وقتي زنده‌اند»‏‏، وجودشان رو بين همة اونهايي كه دوستشون دارن‏‏، تقسيم‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏كنن. اونها هم به قسمتشون عادت ‏‏‏‏‏‏‏‏مي‏كنن. وقتي مرگ سرو كله‌اش پيدا‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏شه‏‏، اوني كه بايد بره سفر‏‏،‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏ره و سراغ تك تك آشناها و اون قسمت از دلشو كه تقسيم كرده بود، پس‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏گيره‏. براي همين
زنده‌ها بعد از مرگ يك نفر‏‏، توي خودشون احساس خلاء‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏كنن.»
اينها رو امروز توي يه تيكه روزنامة باطله خوندم‏. راستش‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏دوني‏‏، تازه امشب‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏فهمم گريه كنار قبر چه معني‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏ده! تازه امشب‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏فهمم «طرف بعد از مردن زنش‏‏، بچه‌اش يا مادرش‏‏، يك ماه بيشتر زنده نموند» يعني چه. امشب‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏فهمم چرا ........... امشب‏.‏.‏.‏. !!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:56  توسط پرستو  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://lowblog.blogfa.com