تبليغاتX
ققنوس
ققنوس
دوشنبه چهارم آذر 1387

 
در اينكه كودكان جزو آسيب‌پذيرترين اقشار اجتماع هستند هيچ شك و شبهه‌اي وجود ندارد چراكه كودكان به دليل صغر سن‌شان و اينكه به تكامل عقلي و جسمي نرسيده‌اند نمي‌توانند از خود در مقابل ناملا‌يماتي كه به آنها مي‌شود دفاع كنند بنابراين در اولويت قرار دادن حقوق اوليه و طبيعي آنها، نه‌تنها ضروري و بديهي است بلكه يك حق و تكليف به عهده اشخاص حقيقي و حقوقي است و در جايي كه همه افراد بشر بدون در نظر گرفتن نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب و ... مشمول حقوق و آزادي‌هاي مندرج در قانون اساسي هستند كودكان به عنوان آينده‌سازان كشور بايد از حقوق ممتاز و ويژه‌اي برخوردار باشند به‌گونه‌اي كه رفاه، آزادي، خوشبختي و عقايد آنها به رسميت شناخته شود و امكانات و وسايل ضروري جهت پرورش بدني، فكري، اخلا‌قي و اجتماعي آنها به نحو مطلوب، سالم و طبيعي و در محيطي سالم و آزاد، برايشان فراهم شود.

كودكان بايد از امنيت خانوادگي و اجتماعي كافي و مراقبت و حمايت خاص كه شامل توجه ويژه قبل و بعد از تولد است، برخوردار باشند حتي كودكاني كه از لحاظ عقلي و جسمي ناقص و معلول هستند بايد تحت مراقبت و توجه خاص توام با آموزش صحيح و متناسب با وضع معلوليت آنها قرار گيرند.

محبت به كودكان اصل اوليه‌اي است كه ضرورت آن توسط روانشناسان و جرم‌شناسان به اثبات رسيده است. اگر كودك از بدو تولد با كمبود محبت مواجه شود شخصيتش به صورت كامل يا متعادل پرورش‌نيافته و مستعد كشش به بيراهه و ناهنجاري اجتماعي در آينده مي‌شود. به همين لحاظ در مرحله اول سرپرست كودكان بايد فضايي مملو از محبت و عاطفه توام با امنيت اخلا‌قي و مادي براي كودكان ايجاد كند و از همه مهم‌تر اينكه به جز در موارد كاملا‌ استثنايي نبايد كودك را از مادرش جدا كرد و در مرحله دوم جامعه و مقامات مسوول مكلفند نسبت به فراهم كردن محيطي آرام و بي‌دغدغه براي كودكان و خانواده‌هاي آنها اقدام كرده و نسبت به كودكان بدون خانواده و كودكان بي‌بضاعت توجه خاص داشته باشند. اگر دولت در اين راه كوشش كرده و كمك‌هاي مادي خود را به خانواده‌هاي بي‌بضاعتي كه فرزندانشان نياز به امكانات رفاهي دارند به كار گيرد، نه‌تنها هيچ‌گونه آسيب و زياني نمي‌بيند بلكه در آينده همين كودكان كه ثروت اصلي مملكت محسوب مي‌شوند با استفاده از خلا‌قيت‌هاي خود هزينه انجام‌شده را جبران مي‌كنند و چون زمينه رشد اخلا‌قي، فرهنگي و ذهني آنها فراهم شده است جامعه‌اي سالم و به دور از خشونت خواهند ساخت. به همين دليل است كه توصيه مي‌شود كودك بايد از آموزش و پرورش رايگان و اجباري برخوردار باشد. ‌

به دليل اهميت حقوق كودكان و جايگاه ويژه آنها، دانشمندان و متخصصان در امر جرم‌شناسي، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي جمع‌شده و با توجه به تحقيقات گسترده و بررسي همه‌جانبه حقوق كودك، مفاد كنوانسيون حقوق كودك را تهيه كردند. ‌

در اسناد بين‌المللي توجه جدي به مسائل و مشكلا‌ت كودكان شده است به طوري كه جامعه جهاني در اعلا‌ميه جهاني حقوق بشر و ميثاق‌هاي مربوط به آن و ساير اسناد كه بالغ بر 8 سند بين‌المللي مي‌شود، خواستار توجه دولت‌ها و مجامع بين‌المللي به مسائل مربوط به حقوق كودكان و رفاه آنان شده‌اند. ‌ تعداد كشورهايي كه به عضويت كنوانسيون حقوق كودك درآمده‌اند 192 كشور است و تنها سومالي و آمريكا، عضو كنوانسيون حقوق كودك نيستند. اين دو كشور فقط كنوانسيون حقوق كودك را امضا كرده‌اند و 72 كشور بر آن حق شرط وارد نموده‌اند. ‌

حق شرط جمهوري اسلا‌مي به اين شرح است: <جمهوري اسلا‌مي ايران نسبت به مواد و مقرراتي كه مغاير با شريعت اسلا‌مي است، اعلا‌م حق شرط مي‌نمايد و اين حق را براي خود محفوظ مي‌دارد كه هنگام تصويب چنين حق شرطي را اعلا‌م نمايد.> نمايندگان مجلس شوراي اسلا‌مي در جلسه 182 خود و در تاريخ 19/10/72، با اكثريت آرا ماده واحده الحاق به كنوانسيون حقوق كودك را تصويب كردند. ‌

ماده واحده اين كنوانسيون چنين مقرر مي‌دارد: <كنوانسيون حقوق كودك مشتمل بر يك مقدمه و 54 ماده به شرح پيوست تصويب و اجازه الحاق دولت جمهوري اسلا‌مي ايران به آن داده مي‌شود، مشروط بر آنكه مفاد آن در هر مورد و هر زمان در تعارض با قوانين داخلي و موازين اسلا‌مي قرار گيرد، از طرف دولت جمهوري اسلا‌مي ايران لا‌زم‌الرعايه نباشد.>

زماني كه اين لا‌يحه جهت مطابقت مفاد آن با قانون اساسي و شرع به شوراي نگهبان ارسال شد اعضاي شوراي نگهبان كه متشكل از شش حقوقدان و شش فقيه است نسبت به اين لا‌يحه، ايراد گرفتند و در نظريه شماره 5760 مورخ 4/11/1372 خود به مجلس، مشخصا موارد مخالفت كنوانسيون را با موازين شرع به اين شرح اعلا‌م داشتند: <بند يك ماده 12 و بندهاي يك و دو ماده 13 و بندهاي يك و سه ماده 14 و بند دو ماده 15 و بند يك ماده 16 و بند <د> قسمت يك ماده 29 مغاير موازين شرعي شناخته شد.>

علت اينكه شوراي نگهبان ايراد گرفتند اين بود كه فرمودند: <شما همه اين اصول را پذيرفته‌ايد، در آينده ممكن است كه برخي از اصول آن را بگوييد اگر مخالف شرع بود، ما آن را نخواهيم پذيرفت، لذا در آن اصول صراحت را مي‌طلبيدند تا به صراحت گفته شود كه ما كدام اصول آن را نمي‌پذيريم، چون تعداد اين اصول زياد شده...>

نتيجه‌اي كه از به ميان آوردن اين موارد استنباط مي‌شود اين است كه در كشور ما قانون حكومت مي‌كند و اگر در مواردي قانون ساكت بود به احكام شرع مراجعه مي‌شود. در خصوص مواد كنوانسيون بسياري از قضات دادگستري با مراجع دولتي از اعمال مفاد آن استنكاف مي‌ورزند، در حالي كه طبق ماده 9 قانون مدني مقررات عهودي كه طبق قانون اساسي بين دولت و ساير دولت‌ها منعقد شده باشد در حكم قانون است كه مفاد كنوانسيون در آن قسمت كه مورد ايراد شرعي شوراي نگهبان قرار نگرفته در حكم قانون و لا‌زم‌الا‌تباع براي دولت جمهوري اسلا‌مي ايران است. در حالي كه عده‌اي گمان مي‌كنند قوانين داخلي و موازين اسلا‌مي با توجه به شرط مندرج در ماده واحد الحاق به كنوانسيون حقوق كودك، مقدم بر مفاد كنوانسيون است و دولت ايران با گنجاندن چنين شرطي در حقيقت قبول و اعتراف كرده كه بين قوانين داخلي و مفاد كنوانسيون مغايرت اساسي وجود ندارد و صرفا در موارد جزئي، قوانين داخلي و موازين اسلا‌مي ارجح است و عده‌اي نيز معتقدند كه تمامي مفاد كنوانسيون را به بهانه قوانين داخلي مي‌توان ناديده گرفت، در صورتي كه چنين نيست چراكه اولا‌ همانطور كه مرقوم گرديد شوراي محترم نگهبان صراحتا موارد خلا‌ف شرع اين كنوانسيون را مشخص كرده است. بيان موارد خلا‌ف شرع توسط 12 نفر حقوقدان و فقهاي متبحر در شوراي نگهبان حكايت از آن دارد كه بسياري از مواد كنوانسيون با شرع مطابقت داشته و قابليت اجرا دارد. ثانيا ماده 9 قانون مدني جمهوري اسلا‌مي ايران صراحتا تجويز كرده كه مفاد كنوانسيون در حكم قانون محسوب شده و در تمامي محاكم توسط مراجع قضايي لا‌زم‌الا‌تباع است. به هر حال تصويب كنوانسيون حقوق كودك گامي بزرگ در حفظ و ارجح نهادن به حقوق بديهي و اوليه كودكان محسوب مي‌شود. لذا در زير به قسمت‌هايي از تعهدات كشورمان و نقش و جايگاه كنوانسيون اشاره مي‌كنيم.

1- اولويت در رعايت حقوق كودك

در بسياري از مواد كنوانسيون به حمايت از حقوق كودكان تاكيد شده است. در ماده دو كنوانسيون مقرر شده كه كشورهاي طرف كنوانسيون، حقوقي را كه در اين كنوانسيون در نظر گرفته شده براي تمام كودكاني كه در حوزه قضايي آنها زندگي مي‌كنند بدون هيچ‌گونه تبعيضي از جهت نژاد، رنگ، مذهب، زبان، عقايد سياسي، مليت، جايگاه قومي و اجتماعي، مال، عدم توانايي، تولد و يا ساير احوال شخصيه والدين يا قيم قانوني محترم شمرده و تضمين خواهند نمود و همچنين تمام اقدامات لا‌زم را جهت تضمين حمايت از كودك در مقابل تمام اشكال تبعيض و مجازات بر اساس موقعيت، فعاليت‌ها، ابراز عقيده يا عقايد والدين، قيم قانوني و يا اعضاي خانواده كودك به عمل خواهند آورد. اهميت و جايگاه منافع كودكان در اين كنوانسيون به‌گونه‌اي است كه در تمام اقدامات مربوط به كودكان كه توسط موسسات رفاه اجتماعي عمومي يا خصوصي، دادگاه‌ها، مقامات اجرايي، يا ارگان‌هاي حقوقي انجام مي‌شود، از اهم ملا‌حظات است و كشورهاي طرف كنوانسيون متقبل مي‌شوند كه حمايت‌ها و مراقبت‌هاي لا‌زمه را براي رفاه كودكان با توجه به حقوق و وظايف والدين آنها، قيم يا ساير افرادي كه قانونا مسوول آن هستند، تضمين كنند و در اين راستا اقدامات اجرايي و قانوني مناسب معمول خواهد گرديد و همچنين كشورهاي طرف كنوانسيون متقبل مي‌شوند كه حمايت‌ها و مراقبت‌هاي لا‌زمه را براي رفاه كودكان با توجه به حقوق و وظايف والدين آنها، قيم يا ساير افرادي كه قانونا مسوول آن هستند، تضمين كنند و در اين راستاي اقدامات اجرايي و قانوني مناسب معمول خواهد گرديد و همچنين كشورهاي طرف كنوانسيون، تضمين خواهند كرد كه موسسات، خدمات و وسايلي كه مسوول مراقبت و حمايت كودكان هستند مطابق با معيارهايي باشد كه توسط مقامات ذي‌صلا‌ح خصوصا در زمينه ايمني، بهداشت، تعداد كاركنان آن موسسات و نحوه نظارت و بازرسي تعيين شده است.موارد يادشده از جمله تكاليف دولت در قبال كودكان است كه در ايران نيز بايد مورد لحاظ قرار گيرد. ‌

2- سن مسووليت حقوقي و كيفري كودك

ماده يك كنوانسيون مقرر مي‌دارد: <از نظر اين كنوانسيون منظور از كودك افراد انساني زير 18 سال است مگر اينكه طبق قانون قابل اجرا در مورد كودك سن بلوغ كمتر تشخيص داده شود.> طبق قوانين و مقررات مصوب در كشورمان سن مسووليت افراد را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد؛ سن مسووليت حقوقي افراد و ديگري سن مسووليت كيفري.

الف- سن مسووليت حقوقي كودك

ماده 1210 قانون مدني مقرر مي‌دارد: <هيچ‌كس را نمي‌توان بعد از رسيدن به سن بلوغ به عنوان جنون يا عدم رشد محجور نمود مگر اينكه عدم رشد يا جنون او ثابت شده باشد.> تبصره يك ماده مرقوم مقرر مي‌دارد: <سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمري و در دختر 9 سال تمام قمري است.> و در تبصره 2 ماده فوق‌الذكر مي‌خوانيم: <اموال صغيري را كه بالغ شده است در صورتي مي‌توان به او داد كه رشد او ثابت شده باشد.> در اين زمينه هيات عمومي ديوان‌عالي كشور در راي شماره 30 مورخ 3/1/1364 اعلا‌م داشته است كه: <ماده 1210 قانون مدني اصلا‌حي ششم دي‌ماه 1361 كه علي‌القاعده رسيدن صغار به سن بلوغ را دليل رشد قرار داده و خلا‌ف آن را محتاج به اثبات دانسته، ناظر به دخالت آنان در هر نوع امور مربوط به خود است مگر در مورد امور مالي كه به حكم تبصره 2 ماده مرقوم مستلزم اثبات رشد است. به عبارت اخري صغير پس از رسيدن به سن بلوغ و اثبات رشد مي‌تواند نسبت به اموالي كه از طريق انتقالا‌ت عهدي يا قهري قبل از بلوغ مالك شده، مستقلا‌ تصرف و مداخله كند و قبل از اثبات رشد اين نوع مداخله ممنوع است و بر اين اساس نصب قيم به منظور اداره امور مالي و استيفاي حقوق ناشي از آن براي افراد فاقد ولي خاص پس از رسيدن به سن بلوغ و قبل از اثبات رشد ضروري است.>

همان طور كه ملا‌حظه مي‌فرماييد موارد يادشده در قانون مدني بيش از آنكه مسووليت كيفري شخص را مدنظر قرار دهد به مسووليت مدني اطفال پرداخته و راي هيات عمومي ديوان نيز در مقام تفسير حقوق مدني افراد صادر شده است. ليكن قضات دادگستري در معاملا‌ت اشخاص رشد را ملا‌ك قرار داده و به استناد ماده واحده قانون راجع به رشد متعاملين مصوب شهريور ماه سال 1313 كه مقرر مي‌دارد: <از تاريخ اجراي اين قانون در مورد كليه معاملا‌ت و عقود و ايقاعات به استثناي نكاح و طلا‌ق محاكم عدليه و ادارات دولتي و دفاتر اسناد رسمي، بايد كساني را كه به سن 18 سال شمسي تمام نرسيده‌اند، اعم از ذكور و اناث غيررشيد بشناسند.> بنابراين اشخاصي كه به سن 18 سال شمسي تمام رسيده‌اند رشيد محسوب مي‌شوند و حق دخل و تصرف در اموال خود را خواهند داشت.

البته بايد توجه داشت كه در قوانين كشورمان سن مسووليت افراد در مسائل مختلف حقوقي و سياسي متفاوت بوده و قانونگذار در اين مورد دچار يك نوع سردرگمي شده است. به عنوان مثال در مورد ازدواج ماده 1041 قانون مدني مقرر مي‌دارد: <عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به سن 13 سال تمام شمسي و پسر بعد از رسيدن به 15 سال شمسي تمام منوط است به اذن ولي وي به شرط رعايت مصلحت يا تشخيص دادگاه صالح.> در مورد مسائل كارگري ماده 79 قانون كار مقرر مي‌دارد: <به كار گماردن افراد كمتر از 15 سال تمام ممنوع است.> در مورد شركت در انتخابات ماده 36 قانون انتخابات 18 سالگي را از جمله شرايط انتخاب‌كنندگان برشمرده بود كه به 15 سال تقليل يافت. در مورد صدور گذرنامه ماده 18 قانون گذرنامه مصوب 1351 و اخذ گواهينمامه، 18 سالگي را ملا‌ك قرار داده است.

ب- سن مسووليت كيفري كودك

ماده 49 قانون مجازات اسلا‌مي مقرر مي‌دارد: <اطفال در صورت ارتكاب جرم مبري از مسووليت كيفري هستند و تربيت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالا‌قتضاء كانون اصلا‌ح و تربيت اطفال است.> در تبصره يك اين ماده طفل به كسي اطلا‌ق مي‌شود كه به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد. ذكر بلوغ شرعي در تبصره ماده مذكور نوعي ابهام و اجمال در تشخيص سن مسووليت كيفري اطفال را به وجود آورده كه متاسفانه تاكنون آثار سوئي را در برداشته است. قضات دادگستري و برخي از حقوقدانان گمان مي‌كنند كه مقصود از حد بلوغ شرعي به موجب تبصره يك ماده 1210 قانون مدني در پسر 15 سال تمام قمري و در دختر 9 سال است ولي همانطور كه مرقوم شد اين تبصره مصوب در قانون مدني سن مسووليت شخص را در امور مدني تعيين كرده و در هيچ جاي مجموعه قوانين كيفري سن مشخصي براي تعيين مسووليت كيفري اطفال وجود ندارد.

اين معضل در قوانين گذشته وجود نداشته و قانونگذار در سال 1354 در ماده 33 مقرر كرده بود كه نسبت به جرائم اطفال، قانون تشكيل دادگاه اطفال بزهكار اجرا مي‌شود و در نقاطي كه كانون اصلا‌ح و تربيت تشكيل نشده است دادگاه اطفال بزهكار به ترتيب زير عمل خواهد نمود:

1- در مورد اطفالي كه سن آنان بيش از 6 سال و تا 12 سال تمام است، در صورتي كه مرتكب جرمي شوند به اوليا يا سرپرست آنان با اخذ تعهد به تاديب و تربيت و مواظبت در حسن اخلا‌ق تسليم مي‌شوند.

2- نسبت به اطفال بزهكار كه بيش از 12 و تا 18 سال تمام دارند دادگاه يكي از تصميم‌هاي زير را اتخاذ خواهد كرد: الف- تسليم به اوليا يا سرپرست با اخذ تعهد به تاديب و تربيت و مواظبت در حسن اخلا‌ق طفل، ب- سرزنش و نصيحت به وسيله قاضي دادگاه، ج- حبس در دارالتاديب از سه ماه تا يك سال و د- حبس در دارالتاديب از شش ماه تا پنج سال و در صورتي كه طفل بيش از 15 تا 18 سال تمام داشته و جرم از درجه جنايت باشد 2 تا 8 سال حبس در دارالتاديب. اگر مجازات آن جنايت اعدام يا حبس دائم باشد در اين مورد مدت حبس در دارالتاديب كمتر از دو سال نخواهد بود.

متاسفانه قانونگذار در سال‌هاي بعد قانون مجازات عمومي مصوب سال 1351 را نسخ نمود و محاكم دادگستري را با چالشي جدي مواجه كرد، سالا‌نه عده بسياري از اطفال به مجازات‌هاي سنگين از جمله شلا‌ق و حبس‌هاي طولا‌ني مدت محكوم و حكم صادره عليه آنها اجرا مي‌شود در صورتي كه در مورد مجازات سلب حيات و مرگ ماده 37 كنوانسيون صراحتا مقرر كرده كه دولت‌ها نمي‌توانند اطفال زير 18 سال را به حبس ابد و اعدام محكوم كنند - كه در بخش حق حيات- توضيح داده خواهد شد.

لا‌زم به ذكر است كه درخصوص بلوغ شرعي به‌عنوان سن مسووليت كيفري افراد در ميان فقها اختلا‌ف‌نظر وجود دارد ليكن به نظر مي‌رسد با توجه به ماده 729 قانون مجازات اسلا‌مي كه مقرر مي‌دارد تمامي قوانين مغاير با اين قانون ملغي است و ماده 33 قانون مجازات عمومي مغايرتي با ماده 49 ندارد مي‌تواند ملا‌ك تصميم‌گيري قضات در محاكم دادگستري قرار گيرد به خصوص آنكه ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك 18 سال را به عنوان سني مشخص براي منع اعمال مجازات مرگ و حبس ابد در نظر گرفته و شوراي محترم نگهبان نيز هيچگونه ايرادي در اين زمينه وارد ننموده است.

3- حق كودك نسبت به هويت خود

هويت كودك و اينكه كودك زماني كه پا به عرصه وجود مي‌نهد بايد داراي نامي باشد تا او را متمايز از ديگران كند، حقي است بديهي. اين حق در ماده 7 كنوانسيون براي دولت‌ها ايجاد تكليف كرده تا تولد كودك، بلا‌فاصله پس از به دنيا آمدن ثبت شود و از حقوقي مانند داشتن نام و تابعيت و در صورت امكان شناسايي والدين و قرار گرفتن تحت سرپرستي آنها برخورد باشد.

4- حضانت و سرپرستي كودك

يكي از نيازهاي اوليه و مهم كودك مراقبت و نگهداري از وي است، به همين منظور هيچ‌كس حق ندارد كودكان را از والدين خود جدا كند مگر در مواردي كه مقامات ذي‌صلا‌ح پس از تحقيقات قضايي به اين نتيجه برسند كه اين جدايي به نفع كودك است. در اين صورت نيز ضروري است محل نگهداري كودك مصون از هرگونه ناملا‌يمات باشد و حتي زماني كه جدايي كودكان به سبب دستور قضايي از قبيل بازداشت والدين، تبعيد، اخراج يا مرگ يكي يا هردو والدين باشد بايد محيطي براي كودك فراهم كرد كه وي در آرامش باشد. كنوانسيون حقوق كودك در مواد مختلف به نگهداري كودكان در محيطي سالم و به دور از خشونت تاكيد كرده و كشورهاي عضو از جمله ايران مكلف به تبعيت از آنها هستند. از جمله اينكه كودكان بايد از بالا‌ترين استانداردهاي بهداشت و از تسهيلا‌ت لا‌زم براي درمان بيماري و توانبخشي برخورد باشند و بايد براي كاهش ميزان مرگ و مير، سوءتغذيه، بهداشت محيط‌زيست و... آنها تمام توان خود را به كار برند. در اين بين نبايد كودكاني كه معلول به دنيا مي‌آيند را به فراموشي سپرد. اين دست از كودكان بايد تحت مراقبت‌هاي شديد درماني قرار گيرند. در اين زمينه بند 4 ماده 23 كنوانسيون مقرر مي‌نمايد كشورهاي طرف كنوانسيون در سايه همكاري‌هاي بين‌المللي مبادله اطلا‌عات لا‌زم در زمينه مراقبت‌هاي بهداشتي، پيشگيري، معالجات پزشكي، روانشناسي كودكان معلول از جمله انتشار و در دسترس قرار دادن اطلا‌عات مربوط به روش‌هاي توانبخشي، آموزش و خدمات حرفه‌اي با هدف قادر ساختن كشورهاي طرف كنوانسيون به پيشبرد توانايي‌ها و مهارت‌هاي خود و گسترش تجربيات آنان در اين زمينه‌ها افزايش خواهند داد.

5- حق حيات

طبق ماده 6 كنوانسيون كشورهاي عضو حق ذاتي هر كودك را براي زندگي به رسميت خواهند شناخت و حداكثر امكانات را براي بقا و پيشرفت كودك تضمين خواهند نمود. در كنار اين ماده، موضوع بسيار مهمي كه متاسفانه از ديد تمام قضات دادگستري پنهان مانده، صدور حكم به مجازات مرگ و حبس ابد در خصوص كودكاني است كه در هنگام ارتكاب جرم سن‌شان كمتر از 18 سال بوده است. ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك مقرر مي‌دارد، كشورهاي عضو تضمين خواهند كرد كه: ...< مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرم‌هايي كه اشخاص زير 18 سال مركتب مي‌شوند اعمال شود.> در نتيجه صدور حكم به سلب حيات كودكان برخلا‌ف صريح قانون بوده و دادنامه‌هايي كه توسط قضات دادگستري مبني بر اعمال مجازات مرگ صادر مي‌شود مخدوش و نافي حقوق كودكان است چرا كه كودكان به دليل عدم تكامل جسمي و عقلي نمي‌توانند همانند بزرگسالا‌ن رفتار و اعمال خود را كنترل كنند.

ديگر حقوق كودكان كه به رسميت شناخته شده است

به دليل جلوگيري از اطاله مطلب در ادامه به اهم حقوق كودكان به اختصار اكتفا مي‌كنم. دولت بايد تمام اقدامات قانوني، اجرايي، اجتماعي و آموزشي را در جهت حمايت از حقوق كودك در برابر تمام اشكال خشونت‌هاي جسمي و روحي، آسيب‌رساني يا سوءاستفاده، بي‌توجهي يا سهل‌انگاري، بدرفتاري يا استثمار را به عمل آورد. دولت بايد نسبت به فرزندخواندگي نظارت بيشتري كرده و دامنه فرزندخواندگي را سازمان دهد. تضمين پرداخت مخارج كودك موضوعي است كه از اهميت بالا‌يي برخوردار است. دولت بايد اقدامات لا‌زم را در جهت تضمين پرداخت مخارج كودك از سوي والدين يا ساير اشخاصي كه مسووليت مالي كودك را به عهده دارند به عمل آورد. برخورداري از دادرسي عادلا‌نه و اينكه در تمام مراحل دادرسي داراي وكيل باشند حقوقي است كه بايد در نظر گرفت، از جمله حقوق دادرسي آنها اينكه تا زماني كه طبق قانون جرم آنها به اثبات نرسد بي‌گناه شناخته شوند، از اتهامات وارده به خود اطلا‌ع سريع و مستقيم داشته باشند و به والدين آنها نيز اطلا‌ع داده شود

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:14  توسط پرستو  | 

پنجشنبه چهارم مهر 1387

 
 
دختر جوان در پی ارتباط خیابانی با جوانی که به وی ابراز علاقه می‌کرد، پس از مدتی با مشاهده بلوتوث غیر اخلاقی مربوط به خود دست به خودکشی زد.

بازپرس محمد شهریاری با اشاره به این خبر به خبرنگار «امین جامعه» (ارگان پلیس)گفت:‌ به دنبال تماس مسوولان یکی از بیمارستان‌های تهران مبنی بر اینکه دختر 21 ساله‌یی با استفاده از قرص اقدام به خودکشی کرده و با تلاش پزشکان از مرگ حتمی نجات پیدا کرده است، دستور قضایی لازم در این ارتباط صادر شد.

بازپرس ویژه قتل تهران افزود: پس از بهبودی نسبی این دختر وی با حضور در شعبه 7 بازپرسی دادسرای جنایی درباره انگیزه‌های خود از خودکشی گفت: چندی پیش به صورت اتفاقی با جوانی، که خود را دانشجوی مکانیک معرفی می‌کرد، آشنا شدم و ادامه این آشنایی موجب شد تا به دور از چشم والدینم به این ارتباط ادامه دهم.

دختر جوان در ادامه گفت: این فرد که خود را سعید معرفی می‌کرد به بهانه اینکه قصد دارد با من ازدواج کند و پیش از خواستگاری باید مرا به مادر خود معرفی کند، مرا با این شیوه فریب داد.


دختر جوان ادامه داد:‌ اصرارهای سعید موجب شد تا به او اعتماد کنم و به منزلی که وی ادعا می‌کرد متعلق به مادرش است، بروم.

وقتی قدم در این خانه گذاشتم او به من نوشیدنی تعارف کرد و پس از خوردن آبمیوه پلک‌هایم سنگین شد و زمانی که به خود آمدم، متوجه شدم چندین ساعت بیهوش بودم و از سوی مردی که خود را خواستگار من معرفی می‌کرد، مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ام.

وی افزود: وقتی سعید با اعتراض من روبه‌رو شد، ابتدا سعی می‌کرد مرا آرام کند، اما وقتی اعتراض‌هایم ادامه پیدا کرد، او عنوان کرد از آزار و اذیت خود فیلم تهیه کرده است و در صورتی که به درخواست‌های او توجه نکنم، وی اقدام به تکثیر این فیلم و انتشار آن خواهد کرد.


دختر جوان در ادامه گفت: ‌پس از این ماجرا مدام در کابوس به سر می‌بردم تا اینکه یک روز متوجه شدم او فیلم غیراخلاقی تهیه شده از من را در مترو بلوتوث کرده است. زمانی که این فیلم را مشاهده کردم، احساس کردم دیگر زندگی برایم اهمیت ندارد. به همین دلیل با خوردن مقادیری قرص اقدام به خودکشی کردم و زمانی به خود آمدم که متوجه شدم از سوی بستگانم به بیمارستان منتقل شده و از مرگ حتمی نجات پیدا کرده‌ام. پس از آنکه در بیمارستان به هوش آمدم به پزشکان معالج اعتراض کردم که چرا مرا نجات داده‌اند.

بازپرس دادسرای جنایی افزود:‌ پس از ثبت این اظهارات دستور قضایی صادر شد و ماموران با دستگیری سعید تحقیق از وی را آغاز کرده و در بازرسی از تلفن همراه وی فیلم‌های غیراخلاقی دختر جوان را کشف و ضبط کردند.

شهریاری افزود:‌ با اعتراف متهم به اقدام مجرمانه، دستور قضایی لازم در ارتباط با تحقیقات بیشتر از متهم صادر شده است.

هشدار

بازپرس ویژه قتل تهران با هشدار به جوانان به خصوص خانم‌ها گفت: بی‌توجهی به ارزش‌ها و عرف حاکم بر جامعه درخصوص ارتباط پنهانی از مولفه‌هایی هستند که مشکلات عدیده‌یی را برای خانم‌های جوان و خانواده‌های آنان ایجاد می‌کند. دوستی‌های خیابانی به دور از چشم والدین و عدم ارتباط صحیح میان والدین و جوانان از جمله عواملی هستند که بسترساز جرایم این چنینی هستند. فراموش نکنید اعتماد بی‌جا به افرادی که در کوچه و خیابان خود را با القاب مورد توجه جامعه معرفی و ادعای خواستگاری دارند، خود نخستین اشتباه برای فرو غلتیدن در دام افراد شیاد است. پس هوشیار باشید.
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:31  توسط پرستو  | 

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

 

دوستان خوبم این گزارش خودم مستقیما تهیه کردم امیدوارم براتون مفید باشه:

 

 
همه می‌دونن که بچه طلاقم، اما چون مثل خودم با این اوصاف زیاده، چندان تنها نیستم.

دو ساله که با مادرم زندگی می‌کنم و بابام دیگه سوراغمون نمی‌یاد، توافق کردن که دیگه با هم کاری نداشتن باشن، من ماله مامانم باشم و مامانم از مهریه‌ش بگذره!

مامانم می‌گه اگه با بابات سر زندگی کردن توافق نداشتیم، حداقل سر طلاق به توافق رسیدیم.

اما کاش همه چیز به همین توافق تموم می‌شد، من دوازده سالمه، اما نگاه و رفتار مردم رو که مثل خنجر به قلبمون می‌ره رو می‌فهمم، چه برسه به مامانم!

تا آخر هفته باید این خونه رو خالی کنیم، اما هنوز جایی پیدا نکردیم؛ به یه زن تنها و یه پسربچه خونه نمی‌دن، اونم وقتی مطلقه باشه!

عوضش بابام الان داره با نامزدش خونه جدید شونو نقاشی می‌کنه و بهشون خوش می‌گذره!

به گزارش خبرنگار گروه «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، طبق آخرین اعلام معاون قضایی رییس کل دادگستری، ۸۲ درصد طلاق‌های کشور در سال ۸۵ توافقی بوده است و این آمار در مرحله اول شکسته شدن قبح طلاق در بین زنان و مردان را یادآور می‌شود.

به عبارتی شاخص‌های مهم طلاق نظیر مسایل اقتصادی، مسایل خانوادگی و مشکلات رفتاری، جسمی و جنسی، اعتیاد، فقر و غیره تا اندازه زیادی زوج‌های جوان را در معرض انتخاب اولیه‌ِ زندگی متارکه‌ای توافقی می‌گذارد. این مساله زمانی بیشتر احساس می‌شود که گفته می‌شود، بیشتر طلاق‌ها در پنج سال اول زندگی رخ می‌دهد، یعنی درست در دوره‌ای که زن و مرد هنوز به شناخت درستی از هم نرسیده‌اند.


انگار دیگر طلاق جز برای بچه‌ها برای هیچ کس زشت نیست


هر کس را می‌بینی طلاق را برای خودش یا اطرافیانش حداقل یکبار تجربه کرده؛ خاله‌ای، عمه‌ای، دختر عمویی، دوستی، حتی پدر، مادر، برادری، خواهری و یا خودش! دامنه طلاق به عنوان امری که گفته می‌شود «هیچ حلالی در نزد خدا منفورتر از آن نیست» از معدود موارد یک دهه پیش جامعه خودمان گذشته و حالا با آمارهای تکان دهنده پشت دیوار خانه‌ها قرار گرفته است.

اگر این روزها تعداد عروسی‌ها در بین فامیل‌ها کم شده، اگر دختران و پسران ۳۰ ساله و ۳۵ ساله حتی خواب ازدواج را هم نمی‌بینند، اگر بچه‌های کوچک ما به جای چگونگی تحکیم بنیان خانواده با مبانی حقوق زن برای گرفتن مهریه و نفقه و ... بیشتر آشنا می‌شوند، همه و همه زنگ‌هایی است که سال‌هاست برای ما به صدا درآمده و ما انگارنمی‌شنویم و به این چیزها عادت کرده‌ایم.

به گزارش ایسنا، طلاق و مطلقه بودن تا چند سال پیش یکی از بدترین سرنوشت‌های یک زوج به شمار می‌رفت‌؛ اما انگار پوست ما در برابر این زخم‌های چرکی، کلفت شده، انگار تعداد زنانی که این اقدام را کاملا در جهت آزادی تلقی می‌کنند و همراه با مردانشان، بهایی به پیوند گسسته شده و عواقب آن برای خود، فرزندان و البته جامعه نمی‌دهند و یا نمی‌دانند که باید بهایی بدهند، بیشتر شده است!

در نظر سنجی‌های پیمایشی دانشجویان، آمارهای نگران کننده از افسردگی در بین کودکان طلاق فراوانی بیشتری دارد، تا پدر و مادرهای طلاق گرفته! کودکانی که تکیه به خانواده تنها امید آن‌ها برای ورود به این دنیای پرفراز و نشیب بوده و حالا همین تکیه‌گاه، مثل دیواری بر سرشان فرو ریخته است!


بلای ریختن قبح طلاق گریبان همه را می‌گیرد

قدیم‌ترها و بزرگان فامیل، کوچکترها را از اختلاف و بداخلاقی در خانواده‌هاشان نهی می‌کردند، چرا که می‌دانستند یک اختلاف و طلاق در خانواده و خاندانشان همان سیب خرابی است که همه سیب‌های جعبه را خراب می‌کند، اما حالا دیگر پای بزرگترها از خانواده‌های هسته‌ای روزگار ما بریده شده، دیگر پدرها و مادرها کمتر در زندگی دختر و پسرشان وارد می‌شوند و حتی آن‌ها را به طلاق تشویق هم می‌کنند.

آرین منش ـ عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ـ چندی پیش و پس از اعلام آخرین آمار طلاق و ازدواج در شش ماهه اول سال جاری، تاکید کرد که ریختن قبح طلاق مهم‌ترین عامل افزایش آن در جامعه است.

وی بر این باور است که پایین آمدن قبح طلاق، هزینه‌های متارکه را نیز پایین آورده است.

وی گفت: متاسفانه گسستن پیوند مقدس زناشویی به دلیل مشکلاتی کوچک و یا بزرگ به طلاق می‌انجامد و حتی برخی آشنایان و نزدیکان زن و مرد را تشویق هم می‌کنند.

ابراهیم رضوانی ـ مدیر کل امور اجتماعی استانداری تهران ـ نیز در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به افزایش طلاق‌های توافقی در چند سال گذشته تصریح کرد: افزایش طلاق توافقی ناشی از افزایش طلاق در جامعه است. بسیاری از زوج‌ها با مشاهده طلاق‌هایی با دلایل مختلف در اطرافشان، همواره خود را در آستانه این اتفاق می‌دانند و حتی در بسیاری از موارد طلاق توافقی و بی دردسر تبدیل به نوعی رفتار روشنفکری درآمده است.

رضوانی تاکید کرد: طلاق توافقی علت طلاق نیست، بلکه یکی از روش‌های طلاق است که به هیچ وجه پسندیده نیست.

به گزارش ایسنا، ماهیت طلاق و اثرات منفی و مخرب آن در جامعه خانواده و جامعه نه تنها کم نشده؛ اگر در خانواده‌های گسترده دیروز، زن یا مرد پس از مدتی طرد شدن از سوی خانواده دوباره ازدواج می‌کردند و فرزندانشان در این مدت به دست مادربزرگ و پدربزرگ، عمه، خاله و دایی بزرگ می‌شدند، امروز اوضاع کاملا فرق کرده است.

زن و مرد پس از طلاق؛ انگار قله‌ای عظیم را فتح کرده‌اند و داستان اختلافات و گرفتن طلاق را برای دوستان بارها و بارها با افتخار تعریف می‌کنند و در این میان هیچ آینده‌ای برای فرزندان و آینده و نگرش آن‌ها و خانواده‌ای که از هم می‌پاشد و خبرش به چندین و چند خانواده دیگر می‌رسد، روشن نیست!

انگار هیچ ارگان و نهادی نیست که به این مساله توجه کند که بخش عمده طلاق‌ها ناشی از نبود شناخت زن و شوهر در سال‌های اول است و بهترین راه جلوگیری که همان آموزش قبل و بعد از ازدواج است، متاسفانه ارگان و سازمان‌های متولی در این حوزه بسیار ضعیف و محدود عمل می‌کنند.


هنوز هم بیشتر بار ننگ طلاق روی دوش زنان است

اگر چه گفته می‌شود قبح طلاق در چند سال اخیر در جامعه ما ریخته است، اما هنوز هم بیشترین آسیب از محل این واقعه نامیمون به زنان مطلقه وارد می‌شود.

هنوز هم تعداد زنانی که پس از ازدواج اول و طلاق، تنها و یا با فرزند خود زندگی می‌کنند، بسیار بیشتر از مردان جداشده است؛ چرا که بیشتر مردان در همان روزهای اول پس از طلاق به فکر ازدواج بعدی هستند و ظرف مدت کوتاهی، زندگی جدید را شروع می‌کنند.

دکتر انور صمدی راد ـ استاد دانشگاه و آسیب‌شناسی ـ در گفت‌وگو با ایسنا، خاطرنشان کرد: ۹۰ درصد زنان مطلقه مورد نظرسنجی دارای فرزند، نسبت به آینده فرزندان خود نگرانی زیادی دارند، ۳۳ درصد این زنان عنوان کرده‌اند که فرزندانشان به خاطر طلاق در حد «زیاد» و «بسیار زیاد» احساس حقارت می‌کنند، همچنین ۸۸ درصد این زنان که فرزند دختر داشته‌اند، نگران آینده فرزند خود در ازدواج مجدد هستند و ۷۹ درصد همین زنان نسبت به آینده و تنهایی خود احساس نگرانی زیادی می‌کنند.

وی تاکید دارد که ۷۰ درصد زنان مطلقه وجود باورهای غلط و قضاو‌ت‌های تنگ نظرانه مردم را نسبت به طلاق و زنان مطلقه، عامل اصلی ناامنی و دوری آن‌ها از دیگران و روابط عادی و فامیلی تلقی می‌کنند.

این محقق که تحقیق خود را روی ۵۴۴ نفر از زنان هرگز ازدواج نکرده، دختران واقع در گروه سنی ۵۵ ــ ۲۸ ساله و زنان در حال حاضر بدون همسر بر اثر طلاق و فوت شوهر انجام داده است، تاکید می‌کند که ۵۵ درصد این زنان مطلقه، از طعنه‌ها و متلک‌های اهالی محل معذب بوده و حدود ۶۶ درصد در معرض انواع سوء‌نیت‌ها و آزارهای دیگران واقع شده‌اند و صدمه دیده‌اند، به گونه‌ای که ۸۷ درصد این زنان میزان امنیت اجتماعی خود را «کم» و یا «هیچ» می‌دانند.

به گزارش ایسنا، در بیشتر موارد مردان زیادی، پس از ازدواج همه علت‌های طلاق را به گردن همسر خود می‌اندازند و متاسفانه جامعه نیز این ذهنیت غلط را هنوز به همراه دارد که زنان ناسازگاری بیشتری دارند و اگر زنی طلاق گرفت، حتما خطاکار بوده است و مرد گناهی نداشته، مگر این که خلاف این اتهام ثابت شود.

اگر چه قبح طلاق در جامعه ریخته، اما هنوز هم زنان مطلقه برای اجاره مسکن، اقامت تنها یا با فرزند خود در هتل‌ها، مهمانسراها و حتی حضور در مجالس میهمانی دچار همان نگاه مردسالارانه هستند.

از سوی دیگر، مراکز مشاوره و بعضا کلانتری‌ها در مرحله اول، دادگاه‌ها در مرحله بعدی و دفاتر ثبت طلاق در مرحله نهایی چرخه کامل طلاق قرار دارند؛ به عبارتی اگر کارایی مراکز مشاوره و کارگاه‌های آموزشی آن قدر کافی و به اندازه باشد، بخش قابل توجهی از زوج‌ها در همان مراحل اولیه، تمایل به طلاق پیدا نمی‌کنند و اختلاف در همان ابتدا حل می‌شود، اما متاسفانه این چرخه ناقص و معیوب است و زوج‌ها یا پس از مشاجره و کلانتری کارشان به دادگاه می‌رسد و یا بدون طی این مراحل، یک راست به سمت دادگاه می‌روند و این مساله گویای غفلت بزرگ ماست.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:50  توسط پرستو  | 

دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387


 
norooz-2.jpg
(Traditional Haft Sin table with the Holy Quran shining in it)
muslim-girl.jpg
(A Hijab wearing Muslim Persian girl, dancing in honor of Nowruz during a local celebration)

The Vernal equinox is started right now and we are exactly at the first of spring. This fabulous and delightful day is called “Nowruz” (having various local and international pronunciations) in Persian culture, so I have a basket full of happy congratulations to present you within the best wishes at the very beginning of New Year.
It was about 7030 years ago that Iranians decided to call the coronation day of “Jamshid the King” as their New Year’s origin so the 1st of Farvardin (March 21st) has been officially registered as the starting point of Persian New Year that is called “Nowruz” and means “New day” etymologically.
Jamshid was a semi-mythological king that Master Ferdowsi has described him, his personality, his empire of kingdom and his efforts in Shahnameh.

Jamshid (Yima in Avestan language) was the first Persian king that ordered citizens in 5 ranks; businesspeople, slaves, farmers, religious clerics and militants. He also helped the industry to improve, prepared the preliminaries for common people to educate and made lots of journeys to all around the Great Persia in order to talk with different groups of people and become acquainted with their problems and difficulties of life.
It is told that his travels even took long from the coasts of Caspian Sea to the borderlines of Persian Gulf. However, Jamshid was a bright-minded and smart person who was strongly respected by all of the people because of his peaceful and fair opinions. Furthermore, the “Persepolis” (Persian: Takht-e-Jamshid) is named in the honor of his efforts and activities for enhancing the Persian culture, civilization and religious beliefs on that time.

It is quoted of Shahnameh that “one day after Jamshid completed his endeavors and done his programs for the development of Iran in the last years of Kingdom, Iranian people crowded from all over the country in Persepolis (Ceremonial Palace of Achaemenidan dynasty which was also the official residency place of Jamshid) to express their appreciation for Jamshid’s cultural and constructional efforts. They held a thanksgiving festival for Jamshid that was coincided with the first day of spring. Later, this splendid day has been named as Nowruz and became the Persian New Year festival.”
Nowruz is also considered as a religious holy day in Islamic culture as most of Shia Imams pointed about Nowruz out in their quotes and speeches and called it as a valuable day for all. In addition Iranians always place the Holy Quran on their “Haft Sin table” in order to bless their new year with divine assists from the Majesty God.

“Haft Sin” table is the most distinguished symbol of Nowruz customs in Persian culture. It is often settled a few hours before the “new year transition’s moment” and will remain a few days later.
Traditionally, this table is consisted of some 7 blessed and holy natural items, most of them edible. The names of these items are all started with “S” sound and any of them refers to one aspect of theological powers. For example, Senjed is one of the important parts in Haft Sin table; it is the dried fruit of the oleaster tree and symbolizes love and peace. Samanu; a sweet pudding made from wheat germ is also a very popular part of Haft Sin table. It resembles affluence and success. Sekke (Coins) as the symbol of wealth and happiness, Serke (Vinegar) as the symbol of patience, Seir (Garlic) as the symbol of physical and mental health, Sib (apple) as the symbol of beauty and freshness, Sabzeh (wheat, barley or lentil sprouts growing in a dish) as the symbol of Spring and rebirth besides of Mirror, candles, a bowl of Goldfish and decorated eggs are the other predominant elements on Haft Sin table.
The moment when the Sun is positioned directly over the Earth’s equator and, by extension, the apparent position of the Sun at that moment is called Solstice moment and known as the “New year transition’s moment”.
Passing this moment, Iranians start to celebrate and make cheer, eating from the edibles of Haft Sin table and randomly open a page of Holy Quran and read its instructions for starting a successful upcoming year.

Nowruz is celebrated in 16 Muslim countries that formerly were parts of Ancient Persia and speaking Persian is still common there; Iran, Afghanistan, Turkey, Azerbaijan, Tajikistan, Kazakhstan, Turkmenistan, Kyrgyzstan, Albania, Armenia, Lebanon, Iraq, Pakistan, Uzbekistan, Syria and India.
Starting Nowruz, young rural girls wear their colorful folklore skirts and participate in wedding ceremonies, traditional dance of Persian tribes and ethnic shows, giving presents and gifts to family members and guests.
The pictures represnet Persian customs of Nowruz, Haft-Sin table, Persian Muslim rural dancing girls and the reflection of spring into the hearts of happy people!

Here you can find more pictures on the topic; Nowruz and its rituals:

muslims-dance.jpg
(Palestinian Muslim girls and boys, wearing Hijab and performing at a Nowruz festival based in their country)

norooz-girls.jpg

(Hungarian girls, showing a group traditional dance for the new Persian Year)

muslim-girl-dancer1.jpg

(a devout Muslim Persian girl, honoring Nowruz by Eastern Dance)

young-muslim.jpg

(Young Muslim girl wearing oriental attire, celebrates Spring in Azerbaijan Nowruz Dance festival)

norooz-muslim-dance.jpg

(Diana, a Syrian Muslim Shia girl, performing artistic Nowruz dance)

PS: Bush shows the first signs of respecting Persian - Islamic culture:

Haft Sin table in White House

منبع : ویلاگ کوروش ضیابری

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:13  توسط پرستو  | 

یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386

Patinage , Tango , Salsa
333 magnify


تانگو : رقص دو نفره و آرام همراه با موزیک ملایم که نیاز به آموزش ندارد که همه مردم دنیا تقریبا بلد هستند البته به جز من و شما

رقص سالسا : این رقص مانند تانگو یک رقص دو نفره هست ولی همراه با حرکات تند و سریع و ریتمیک هست و مهمترین قسمت در این نوع رقص فکر می کنم رقص پا باشد .. این رقص نیاز به آموزش از ماهها تا سالها دارد

این دو نوع رقص معولا در آمریکای جنوبی و جنوب اروپا مثل اسپانیا معروف می باشد

پاتیناژ : این رسما ورزش می باشد و اصلا رقص محسوب نمی شود و مسابقات جهانی هم دارد و افراد باید از سنین کودکی تا سن میانسالی آموزش فشرده ببینند که از قرار معلوم خیلی هم سخت هست و در کشور ایران بانوان و خانمها با مقنعه و روسری این ورزش را انجام می دهند

خلاصه این ها را گفتم که اگر جایی بلیط دارید برای تماشا حتما بروید من که نه می روم و نه دوست دارم ببینم و نه وقت دارم. شما بروید دوستان به جای ما .. خوش باشید

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:39  توسط پرستو  | 

یکشنبه دوم دی 1386

وباز هم سلامي دوباره

 موضوع امروز  را يكي ازدوستان باعث وباني آن شده شما هم دراين موضوع صاحب نظرباشيد

بياييداز خودمان  شروع كنيم ... 

ظريفي مي گفت:

جوان و آزاد بودم تصوراتم هيچ محدوديتي نداشتند و در خيال خودم مي خواستم كه دنيا را تغيير دهم پيرتر و عاقل تر كه شدم فهميدم كه نمي توانم دنيا را تغيير دهم بنابر اين توقعم را كم كردم و به تغيير كشورم قناعت كردم ولي كشورم هم نمي خواست عوض شود به ميانسالي كه رسيدم آخرين تواناييم را به كار گرفتم كه فقط خانواده ام را عوض كنم ولي پناه بر خدا آنها هم نمي خواستند عوض شوند و اينك كه در بستر مرگ آرميده ام ناگهان در يافتم كه
اگر فقط خود را عوض مي كردم خانواده ام هم عوض مي شد و با پشت گرمي آنها مي توانستم كشورم را هم عوض كنم و هيچ كس نمي داند شايد مي توانستم دنيا را هم عوض كنم

روزي فردي از آچاريا ( فيلسوف معاصر هندي ) پرسيد : چگونه مي توانم اسرار زندگي را بياموزم ؟
او گفت : زندگي هيچگونه سري ندارد يا مي تواني بگويي زندگي سري آشكار است در زندگي همه چيز در دسترس است هيچ چيز در زندگي پنهان و مخفي نيست تنها آنچه كه نيازمندش هستي چشمان بينا است
زندگي رمز آلود نيست و اين واقعيت روي هر برگ درخت روي هر سنگريزه كنار ساحل و در هر شعاع نور خورشيد نوشته شده است
زندگي از تو نمي ترسد  پس خودش را از تو پنهان نمي كند ؟‌ در واقع اين تو هستي كه پنهاني و پيوسته خودت را پنهان مي سازي تو خودت در را بر روي زندگي مي بندي زيرا زندگي كردن به مرگي پيوسته نياز دارد انسان بايد هر لحظه بر گذشته بميرد اين است ضرورت عظيم زندگي اگر بتواني درك كني كه گذشته ديگر وجود ندارد فهم اين مطلب ساده خواهد بود
از گذشته بيرون بيا تركش كن گذشته تمام شده است و آنگاه زندگي در دسترس تو است
ولي تو در گذشته ميماني گذشته مانند هميشه روي تو آويزان است و اين چسبندگي هيچگاه پايان ندارد و بجاي اينكه تو را به زمان حال بياورد چسبندگي بر گذشته تو را به سمت آينده سوق مي دهد بنابراين تو يا در خاطرات گذشته زندگي مي كني و يا در تصورات آينده و اين دو راههايي هستند براي گم كردن زندگي
كافي است كه فقط از خاطرات و تصورات بيرون بيايي گذشته ديگر نيست و آينده هنوز نيست هر دو نا موجودند
آنچه كه موجود است حال است به دروازه هاي حال وارد شو وآنگاه همه چيز بر تو مكشوف است .

شايد شماهم ديده باشيد بسياري راكه همواره درغم ازدست رفتن گذشته ها زانوي غم بغل مي كنندوهيچگاه لذتي از زندگيشان نمي برند .هموارفقط گذشته رامي بينندوبس

وديگراني كه دائم غرق در رويا هستندومثل شخصي كه چه خوابها براي يك كوزه روغن خود مي بيندوبلاخره هم اين مقدارناچيز راهم ازدست مي دهد.

اشتباه نكنيد ما نه منكر كامل گذشته هستيم نه منكر آينده حرف ما اينست كه همه زندگي خود راغرق درگذشته يا آينده نكنيدازگذشته هاي خودوديگران پندبگيريدامروز زندگي زيبايي با اندوخته هاي هرچند ناچيز خود بسازيدولذت ببريد وبا اميد به آينده اي بهتر  زندگي كنيد.

با نگراني وترس ودلهره واما واگر هيچ گاه روي خوش نمي بينيد.

اگر واقع بين باشيم بسياري از حرفهاي گذشته ها رابايدآب طلاگرفت وهمواره چراغ راهمان كنيم

مثلا

 " ازهرچيز بترسي بلاخره يك روزبه سرت مي آيد"

شايد مفهوم اين جمله رابارها به اشكال مختلف درزندگي تجربه كرده باشيد يا درزندگي دوستانتان مشاهده كرده باشيد.

به زندگي باهمه بودونبودش به ديده مثبت بنگريدوبا اين نگرش تصميم بگيريدوكار كنيد.

بازهم تذكر مي دهيم كه افراط وتفريط نكنيد.

با ديدباز وخوش بينانه خود را از كوه پرت نكنيد با اين اميد كه سالم مي مانيد.

درمقابل مشكلات وناگواريي هاي زندگي هم فرافكني نكنيدوهمه چيز راتيره نبيند

به قول استادشهريار

جبين گره مكن ازهربدي كه پيش آيد

كزاين نوشته  تويكروي صفحه مي خواني

بروي ديگرآن نعمتي نهفته خداي

كه شكركردن آن تابحشر نتواني !

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:0  توسط پرستو  | 

یکشنبه دوم دی 1386

sistani.jpg
آفتاب : آیت الله العظمی سیستانی به چندین استفتاء در مورد ریش و نحوه و حدود آرایش آن پاسخ گفته اند. این موارد به نقل از سایت معظم له عینا نقل می شود:
آيا تراشيدن موی صورت و باقی گذاشتن مو بر چانه حرام است؟
بنابر احتياط، ريش تراشی حرام است و تراشيدن موهای صورت كه بر روی دو فك روييده مشمول حكم ريش تراشی است امّا تراشيدن موی گونه ها، اشكال ندارد.

گاهی برخی شركت های اروپايی برای استخدام در شركت خود امتيازی برای افراد ريش تراشيده قايل می شوند آيا جايز است برای استخدام در آن شركت، ريش را تراشيد؟
بنابر حرمت ريش تراشی، چنانكه مقتضای احتياط است مطلب فرضی سؤال، جايز نمی شود.

من جوان هستم وبخشی از موی صورتم روييده آيا کوتاه کردن آن با پايينترين شماره ماشين اصلاح اشکال دارد؟
کوتاه کردن آن به مقداری که عرفا صدق ريش کند مانعی ندارد.
ريش زدن حرام است. البته با ماشين ته زن , يا با تيغ آيا کسی ازعلما هستند که احتياط واجب گفته باشند؟
زدن ريش , چه با تيغ وچه با ماشين ته زن, به احتياط واجب حرام است.

آيا والدين می توانند فرزندان خود را از گوش دادن به موسيقی روز ويا تراشيدن ريش منع کنند؟
حق دارند.

کوتاه کردن ريش با ماشين های ريش تراش برقی که ريش را از ته ميزند چه حکمی دارد آيا حرام است ؟
به احتياط واجب جايز نيست .

زدن ریش با ماشین که از ته نمیزند و چانه را با شماره کمتر چه حکمی دارد ؟
اگر به مقداری بماند که عنوان ریش صدق کند مانعی ندارد.

حد تحریم ریش زدن چقدر است ؟ آیا با ماشین زدن حرام است ؟
باید به مقداری موبماند که گفته شود ریش دارد.

آیا زدن ریش به وسیله دستگاه موزر اشکال دارد ؟
اگر به مقداری باشد که صدق ریش بکند اشکالی ندارد .

من طرفين صورتم را مى تراشم و قسمت چانه را باقى مى گذارم ـ ريش پروفسورى ـ آيا حرام است؟
به احتياط واجب جايز نيست.

زدن ريش با تيغ چه مساله دارد و در اين موضوع ميشه عدول كرد به مرجع ديگرى؟
بنا به احتياط واجب جايز نيست و نيست مجتهدى كه فتواى به حليّت داده باشد.

آيا گذاشتن ريش پروفسورى كافى است ؟
بنابر احتياط واجب كافى نيست .

تراشيدن ريش با تيغ در صورتى كه كل ريش را نزنيم چه حكمى دارد ؟
بنابر احتياط واجب كافى نيست .

آيا تراشيدن ريش با تيغ به نحوى كه مقدار بسيار كمى ريش بر روى صورت باقى بماند اشكال دارد ؟
اگر عرفاً صدق ريش بكند مانعى ندارد.

تراشيدن محاسن با ماشين ريش تراشى كه از ته مى زند اشكال دارد ؟
تراشيدن ريش به احتياط واجب جايز نيست .

احکام ريش چيست ؟ آيا زدن ريش اشکال دارد ؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست .

در صورت حرمت تراشيدن ريش حدود آن كدام است؟
بنابر احتياط واجب نبايد تراشيده شود و در حدى ريش بگذارد كه در عرف گفته شود ريش دارد.

تراشيدن ريش با ماشين فيليپس چه حكمى دارد؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست.

چرا تراشيدن ريش حرام است؟ منبع آن را لطفاً اعلام نمائيد.
بنابر احتياط واجب جايز نيست و دليل احتياط ممكن است وجود بعضى روايات غير معتبر و اجتناب از مخالفت مشهور و احتياط در دين.

تراشيدن ريش با تيغ يا با ماشين صفر آيا اشكال دارد؟ براى كسى كه صدق ريش نكرده چطور؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست و تراشيدن موهاى نازكى كه از كودكى مىرويد اشكال ندارد.

آيا تراشيدن ريش از ته و يا بصورتى كه فقط در قسمت چانه حفظ شده و ما بقى تراشيده شود جايز است ؟
بنابر احتياط جايز نيست .

آيا گذاشتن ريش كه مستلزم حرج باشد جايز است ؟
اگر گذاشتن ريش مستلزم حرج باشد تراشيدن جايز است .

اقتداء كردن به كسى كه موى صورتش را با ماشين شماره صفر مى تراشد چه حكمى دارد؟
در جماعت بايد عدالت امام را احراز نمود

يك ملاك براى ريش بگوييد. آيا ريش مدل دار مجاز است؟
آنچه بنابر احتياط لازم است اين است كه مقدارى ريش بگذارد كه گفته شود ريش دارد.

آيا درآوردن توى ريش يعنى زدن تيغ در قسمت بالايى ريش و روى لپ ها حرام است يا خير؟
حرام نيست

آيا ريش پروفسورى كفايت مىكند؟ در صورتى كه بقيه صورت را با تيغ بتراشد؟
به احتياط واجب كافى نيست

تراشيدن ريش به اندازه اى كه صورت سفيد شود حكمش چيست؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست.

تراشيدن ريش با تيغ يا با ماشين صفر آيا اشكال دارد؟ براى كسى كه صدق ريش نكرده چطور؟
به احتياط واجب جايز نيست ولى موهاى نرم كه قبل از بلوغ وجود دارد ريش نيست و تراشيدن آنها اشكال ندارد.

تراشيدن تمام صورت با لوازمى همچون تيغ صورت و … چه حكمى دارد ? در صورت حرمت حد مجاز آن چه مقدار مى باشد ؟
بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بنا بر احتياط بايد به مقدارى باشد كه صدق ريش كند .

زدن ريش بطوريكه بر روى چانه باقى باشد چه حكمى دارد ؟
بنا بر احتياط واجب جايز نيست .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:35  توسط پرستو  | 

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386

مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

 

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.

 

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.

چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.  ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی می‏دهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود می‏چرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه  ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب می‏كند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه  ای و مغناطیسی می‏باشد كه در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‏كند كه گاهی مرگبار است.

وی می‏گوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود می‏كشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار می‏شوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت می‏كند و حركتی گردشی به خود می‏گیرد و در امتداد خود، جریان هوا را می‏راند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه می‏افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، می‏توان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:7  توسط پرستو  | 

یکشنبه چهارم آذر 1386


 

جسد مومیایی یک دختر اینکا که باستان شناسان آن را بی نقص توصیف می کنند و در سال 1999 پیدا شد برای نخستین بار در آرژانتین به نمایش گذاشته شده است.

دختر مومیایی اینکا در یک محفظه سرد شده نمایش داده می شود

صدها نفر برای دیدن مومیایی "دوشیزه" به موزه ای در شهر سالتا در شمال غربی آرژانتین هجوم بردند.

بقایای این دختر، که در زمان مرگ 15 سال داشته است، در یک گودال یخی بر فراز آتشفشانی در کوه های آند در کنار یک دختر و پسر جوانتر پیدا شد.

محققان بر این باورند که آنها 500 سال قبل توسط قوم اینکا قربانی شده اند.

این سه پیکر در ارتفاع 6700 متری بر کوه لولایلاکو، آتشفشانی در شمال غربی آرژانتین، در نزدیکی مرز شیلی کشف شدند.

در آن زمان دکتر یوهان رینهارد، باستان شناس سرپرست تیم، گفت تاکنون مومیایی هایی که به این خوبی حفظ شده باشد ندیده است.
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:32  توسط پرستو  | 

جمعه هجدهم آبان 1386

 

عجايب‌ هفت‌گانه‌ جهان‌


    
    بسياري‌ از مردم‌، آثاري‌ چون‌ ديوار چين‌، تاج‌محل‌ و تخت‌ جمشيد را به‌ عنوان‌ عجايب‌ هفتگانه‌جهان‌ مي‌شناسند، اما اين‌ آثار كه‌ بسيار زيبا وكم‌نظير هستند، در فهرست‌ عجايب‌ هفتگانه‌ جهان‌قرار ندارند. فهرستي‌ كه‌ در روزگار باستان‌ تعيين‌شده‌ و پس‌ از آن‌ نيز توسط باستان‌شناسان‌ وهنرشناسان‌ تاييد شده‌ است‌ و جز عجايب‌هفت‌گانه‌ هستند، به‌ اين‌ شرح‌ مي‌باشد:
    _ اهرام‌ مصر، در مصر
    _ باغ‌هاي‌ معلق‌ بابل‌، در عراق‌
    _ مجسمه‌ زئوس‌، در المپيا
    _ معبد آرتميس‌، در افسوس‌
    _ مقبره‌ ماسولوس‌، در هاليكارناسوس‌
    _ مجسمه‌ عظيم‌ رودس‌، در يونان‌
    _ برج‌ دريايي‌ اسكندريه‌، به‌ در جزيره‌ فاروس‌
    اكنون‌ به‌ تاريخ‌ ساخت‌ و چگونگي‌ اين‌ بناها وهمچين‌ دليل‌ عجيب‌ بودنشان‌ مي‌پردازيم‌. 
    
    

مقبره هالیکارناسوس در ترکیه

مقبره هالیکارناسوس در ترکیه مقبره هالیکارناسوس در4 قرن قبل از میلاد نه تنها بسیار پرابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زیبایی با ستونها و مجسمه ها تزیین شده بود. سقف این مقبره با مجسمه هایی از اسبها تزیین شده بود اسبهایی که ارابه شاه ماسولوس و همسرش ملکه آرتمیسیا را می کشیدند. ارتقاع این مقبره مرمری به اندازه یک ساختمان 14 طبقه بود . ازنقطه نظر استراﺘﮋﻳکی دامنه کوه درست مشرف به هالیکارناسوس و خلیج آن بود . ملکه آرتمیسیا فرمان ساخت این مقبره را در هالیکارناسوس بری همسرش در 353 سال قبل از میلاد صادر کرد. ملکه این بنا را برای قدردانی از همسرش ساخت و به این منظور بهترین هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد. شاه ماسولوس تنها یک حکمران ایالتی معمولی در بین امپراطوری های عظیم ایرانی در 2300 سال پیش بود. ملکه آرتمیسیا دو سال پس از همسرش , شاه ماسولوس که برادرش هم بود در گذشت. او در کنار شاه در مقبره هالیکارناسوس دفن شد. این بنا در حدود 17 قرن پابرجا بود و در 1400 سال بعد از میلاد بر اثر یک سری زلزله در هم فرو ریخت.

 

 

معبد آرتميس

معبد آرتمیس در افوسوس ( ترکیه) معبد آرتمیس در افوسوس یکی از زیباترین بناهای ایام گذشته بود. این بنا با داشتن100 ستون مرمری زیبا که ارتفاع هرکدام از آنها به 15 متر میرسید یکی از عجایب هفتگانه به حساب می آید. این معبد فضایی را در برمی گرفت که ﺘﻗﺮﻳﺒﺄ چندین برابر وسعت آکروپلیس درآتن بود. میتوان گفت که معبد آرتمیس صعود و سقوطهای بسیاری را در طی قرنها پشت سر گذاشت. این بنا در 600 سال قبل از میلاد ساخته و در 550 سال پس از میلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددﺃ به صورت بسیار زیباتر و عظیمتری بازسازی شد. این بنا برای دومین بار دچار حریق شد البته این بار بطور عمدی توسط فردی بنام هروستراتوس که برای به یاد ماندن نامش به این کار دست زد, ولی این معبد دوباره با اندازه ای بزرگتر و بسیار بهتر از قبل ساخته شد. این معبد بسیار زیبا درونش با مجسمه های بی نظیری تزیین شده بود . این معبد پابرجا بود تا زمانیکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از میلاد برای همیشه از صفحه تاریخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از این معبد باقی ماند هم توسط زلزله ها کاﻤﻸ از بین رفت .

باغهای معلق بابل در عراق

باغهای معلق بابل در عراق باغهای معلق بابل یکی از بحث برانگیزترین عجایب هفتگانه می باشند چراکه هنوزبرخی از باستانشناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلی و خرابه های برجامانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقیاسی کمتر از آنچه تصور می شود. در این میان سوالی مطرح است که این باغهای معلق چرا ساخته شدند؟ در پاسخ این سوال می توان گفت که موثق ترین سند حاکی از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که دارای شهرت مذهبی می باشد این بنای عجیب را برای خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از میلاد ساخت چراکه همسرش از دیدن چشم انداز صحرا مانند بابیلون دچار دلتنگی برای محل زندگی اش شده بود جایی که دارای کوهها و جنگلهای سرسبزی بود به همین خاطربه دستور شاه تپه مصنوعی سبز و خرمی ساخته شد که دارای درختان و گلها و گیاهان زیبایی بود . بعضی ها می گویند که یک ملکه آشوری قدرتمند باغهای معلق بابل را برای تفریح و سرگرمی خودش ساخته است و افراد دیگری عقیده دارند که این باغها به دستور یک شاه آشوری ساخته شده است .

 

 

فانوس الکساندریا

فانوس الکساندریا یکی از بزرگترین شاهکارهای روزگار باستان می باشد. ارتفاع این بنا حداقل به اندازه یک ساختمان 40 طبقه امروزی بود و برای 16 قرن پابرجا بود. برخلا ف 6 عجایب دیگر, فانوس الکساندریا استفاده های عملی بسیاری داشت . این بنا به کشتیهای دریانوردی کمک می کرد که اسکله ها را براحتی پیدا کنند و با ایمنی کامل داخل آن شوند. چراکه تنگه های خطرناک دﻗﻳﻗﺄ در خارج از بندرها قرار داشتند. ارتش نیز از این فانوس برای پیدا کردن کشتیهای دشمنان استفاده می کرد. این بنا ظاهرﺃ ساختار جامدی داشته است و برای 1600 سال باقی بوده است اما با وجود این براثر طوفانهای دریایی زمستان و زلزله های بسیار از بین زفته است . فانوس الکساندریا دو نوع برج دیده بانی داشت که در نوک آن قرار داشتند. فانوس الکساندریا 3 عنصر ساختمانی داشت , پایه مستطیل شکل , قطعه میانی هشت وجهی , و قسمت بالای آن که استوانه ای شکل است و برجهای دیده بانی در آنجا قرار دارند. تقرﻳﺒﺄ ارتفاع این سه قسمت فانوس الکساندریا به 110 تا 180 متر می رسید. بجز اهرام مصر فانوس الکساندریا بلندترین ساختمان جهان بود البته تا زمانیکه برج ایفل در 1889 ساخته شد.

 

مجسمه زئوس

مجسمه زئوس در المپیا مجسمه زﺌﻮس خدای یونان در ا لمپیا یکی از عظیم ترین مجسمه های جهان است . این اثر در 450 سال قبل از میلاد توسط مجسمه ساز معروفی بنام فیدیاس ساخته شد این هنرمند همان کسی بود که مجسمه خدای آتنا را هم برای معبد پارتنون در آتن ساخت. ارتفاع مجسمه زﺌﻮس در حدود 12 متر بود . بدن این مجسمه را از عاج فیل و ردا و موها و ریشش را از طلا ساخته بودند. تخت آن از چوب درخت سرو بود که بوسیله جواهرات گرانبهایی آراسته گردیده بود. این اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زﺌوس برخورد می کرد . فیدیاس با این کار می خواست اقتدار و نیرومندی زﺌﻮس را نشان دهد. مجسمه زﺌﻮس در معبد زﺌﻮس که طول آن به 64 متر می رسید قرار داشت . 72 ستون خارجی این معبد که به سبک معماری قدیم یونان بودند این معبد را دارای معماری خیره کننده ای کرده بودند . سنگفرش آن نیز با مجسمه های بی نظیری تزیین گشته بود. مجسمه زﺌوس در حدود 850 سال در این معبد قرار داشت تا هنگامیکه بعضی از یونانیها آنرا به استانبول منتقل کردند. البته این زیاد طول نکشید چراکه محل جدید نیز در آتش سوخت و این مجسمه برای همیشه از بین رفت.


مجسمه عظیم الجثه رودس در یونان

مجسمه عظیم الجثه رودس در یونان ارتفاع مجسمه ع ظیم الجثه رودس با پایه اش به اندازه یک ساختمان 15 طبقه امروزی است . این مجسمه یک شاهکار برجسته معماری می باشد که بر روی جزیره رودس در حدود 280 قبل از میلاد ساخته شده است . هیچ کس به درستی نمی داند که این مجسمه شبیه چه بوده ویا در کجا قرار داشته است. من هنگامیکه در رودس بودم جوابهای مختلفی از کارشناسان در آنجا شنیدم. نظریه بسیار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روی ورودی لنگرگاهی بنا شده بوده و پاهای مجسمه در دو طرف قرار داشته است به طوریکه کشتیها از بین پاهای آن عبور می کرده اند. البته این فرضیه بسیار محتمل به نظر می رسد . این بنا مشکلات غیرقابل حل در 3 قرن پیش از میلاد را مطرح می کند. همچنین تجارت در این بندر در زمان احداث این مجسمه دارای رکود شده و این بندراز رونق اقتصادی افتاده است . این مجسمه یکی از عجایب هفتگانه به شمار می رود که برای مدت کوتاهی تقرﻳﺒﺄ 53 سال پا برجا بوده است .

 

 


اهرام مصر (هرم خوفو)

هرم خوفو بزرگترین هرم در بین اهرام مصر است ,این بن ا که قدیمی ترین و بزرگترین بنا در بین عجایب هفتگانه می باشد تنها بنایی است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است . این هرم بلندترین بنای ساخته دست بشر از 4400 سال پیش تا سال 1889 بود , زمانیکه برج ایفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد. محدوده هرم خوفو باندازه 6 قطعه زمین شهری عظیم می باشد . بیشتر سنگهای بکار رفته در این بنا به بزرگی سنگهای عظیمی هستند که بوسیله کامیون حمل می شوند. سطح خارجی زمختی که ما امروزه از این هرم می بینیم مقبره فرعونی به نام خوفو بوده که درآن زمان پوشیده شده از سنگهای آهک صیقلی و زیبایی بوده است . فرمانروایان بعدی این سنگهای با ارزش را متعاﻗﺒﺄ برای ساختن بناهای خودشان می دزدیدند. این عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه , اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده است .  

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:2  توسط پرستو  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://lowblog.blogfa.com